خوشبيني
دانشمندان براي تحقيق در مورد خوشبيني در ابتدا نياز داشتند شيوههاي قابلاعتمادي را ايجاد كنند كه با آن بتوانند صفت خوشبيني را اندازه بگيرند.
دو شيوه براي اندازهگيري خوشبيني مورد استفاده است؛ يكي "خوشبيني خصلتي" را اندازه ميگيرد، و ديگري از سبكي توضيحي استفاده ميكند.
خوشبيني خصلتي بر اساس انتظارات مثبت فرد از آينده اندازهگيري ميشود. اين انتظارات به يك يا دو جنبه از زندگي مربوط نميشوند، بلكه مربوط به انتظار فرد به داشتن پيامدهاي خوب در چندين جنبه از زندگي است. بسياري از دانشمندان از يك مقياس 12 موردي به نام "آزمون نگرش به زندگي" براي اندازهگيري خوشبيني خصلتي استفاده ميكنند.
سبك توضيحي اندازهگيري ميزان خوشبيني بر اساس توضيحاتي است كه فرد از اخبار خوب و بد ميدهد. افراد بدبين خودشان را مقصر اخبار بد ميدانند ("تقصير من بود")، آن وضعيت بد را پايدار ميدانند ("تا آخر همينجوري خواهد ماند") ، و تاثير آن را همهجايي فرضي ميكنند ("همه زندگيم را خراب خواهد كرد"). از طرف ديگر، فرد خوشبين خودش را مسوول اتفاقات بد نميداند، در عوض گرايش دارد به خاطر اتفاقات خوب هم به خودش اعتبار دهد، فكر كند كه وضعيتهاي خوب براي مدتها طول خواهد كشيد و اطمينان دارد كه تحولات مثبت همه جنبههاي زندگيش را تحت تاثير قرار خواهد داد.
پژوهشگران از چند پرسشنامه استاندارد براي ارزيابي خوشبيني بر اساس سبك توضيحي استفاده ميكنند.
خوشبيني و بيماران قلبي
پژوهشگران در برخي از بررسيها بر رابطه ميان خوشبيني و و برخي از بيماريهاي خاص متمركز شدهاند، از جمله بيماريهاي قلبي.
پزشكان در يك بررسي به ارزيابي 309 بيماران ميانسال پرداختند كه قرار بود تحت عمل جراحي بايپس شريانهاي كورونر قلب قرار گيرند.
هر كدام از اين بيماران علاوه بر معاينه جسمي قبل از عمل، تحت ارزيابي روانشناختي براي اندازهگيري ميزان خوشبيني، افسردگي، عصبيبودن و عزتنفس قرار گرفتند. پژوهشگران همه اين بيماران را براي 6 ماه پس از جراحي مورد پيگيري قرار دادند.
هنگامي كه دادههاي به دست آمده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند، معلوم شد كه خوشبينها نسبت به بدبينها 50 درصد كمتر احتمال دارد نياز به بستريشدن مجدد پيدا كنند. يك بررس مشابه كه بر روي 298 بيمار كه قرار بود رگهاي كورونريشان با استفاده از بالون آنژيوپلاستي شود، نيز نشان داد كه خوشبيني اثر محافظتي دارد؛ بدبينها در طول يك دوره شش ماهه نسبت به بدبينها با احتمال سه بار بيشتر دچار حملات قلبي شدند يا نياز به تكرار عمل آنژيوپلاستي يا انجام عمل بايپس پيدا كردند.
خوشبيني و فشار خون
داشتن چشمانداز مثبت از زندگي ممكن است به بهبودي پس از عمل جراحي قلب كمك كند، اما آيا ممكن است خطر ابتلا به يكي از عوامل عمده زمينهساز براي بيماري قلبي-عروقي، يعني فشارخون بالا، را هم كم كند؟
پژوهشهاي انجام شده در فنلاند بيانگر آن است كه خوشبيني فشار خون را هم پايين ميآورد. دانشمندان در اين بررسي 616 مرد ميانسال كه هنگام شروع بررسي فشار خون طبيعي داشتند، مورد ارزيابي قرار گرفتند. نگرش ذهني هر يك از داوطلبان با سوالاتي در مورد انتظاراتش از آينده مورد وارسي قرار گرفت و در عين حال هر يك از آنها از لحاظ عوامل خطرساز بيماريهاي قلبي-عروقي مانند سيگار كشيدن، چاقي، كمتحركي، سوءمصرف الكل و سابقه خانوادگي فشارخون بالا مورد ارزيابي قرار گرفتند.
در طول يك دوره چهارساله، مردان بسيار بدبين نسبت به همتايان خوشبينشان، حتي هنگامي كه ساير عوامل خطرساز مد نظرقرار ميگرفتند، سه برابر با احتمال بيشتر به فشار خون بالا مبتلا ميشدند.
يك بررسي ديگر بر روي 2564 مرد 65 ساله و بالاتر نيز نشان داد كه خوشبيني براي فشار خون خوب است. پژوهشگران از يك مقياس خلاصه چهار موردي عواطف مثبت براي ارزيابي هريك از افراد مورد بررسي، در هنگام ويزيت خانگي استفاده كردند. آنها همچنين فشار خون، قد و وزن اين افراد را اندازه گيري ميكردند و اطلاعاتي در مورد سن، وضعيت تاهل، سوء مصرف الكل، ديابت و داروهاي مصرفي اين بيماران جمعآوري ميكردند. افرادي كه داراي عواطف مثبت بودند، نسبت به افرادي كه ديدگاه منفي داشتند، حتي هنگامي كه ساير عوامل به شمار آورده ميشد، فشار خون پايينتري داشتند. افراد با بيشترين عواطف مثبت، پايينترين ميزان فشار خون را داشتند.
فشار خون بالا يك عامل مهم زمينهساز بيماري قلبي ست. اگر خوشبيني ميتواند خطر فشار خون بالا را كاهش دهد، آيا ميتواند در مقابل ابتلا به خود بيماري قلبي هم محافظت ايجاد كند؟
دانشمندان در دانشگاه هاروارد و بوستون براي بررسي اين موضوع به ارزيابي 1306 مرد با ميانگين سني 61 سال پرداختند. هر يك از داوطلبان از لحاظ خوشبين يا بدبينبودن با سبك توضيحي مورد ارزيابي قرار گرفتند، در عين حال فشار خون، ميزان كلسترول، چاقي، سيگار كشيدن، سوءمصرف الكل، و سابقه خانوادگي بيماري قلبي در اين افراد نيز ارزيابي شد.
هيچكدام از اين مردان هنگام شروع بررسي دچار بيماري عروق كورونري قلب نبودند. در طول 10 سال بعدي، حتي هنگامي كه ساير عوامل مدنظر قرار ميگرفت بدبينترين افراد در ميان اين مردان، نسبت به خوشبينترينشان با احتمال دوبرابر بيشتر در معرض ابتلا به بيماري قلبي بودند.
خوشبيني و سلامت كلي
به نظر ميرسد كه خوشبيني از قلب و گردش خون محافظت ميكند- اما دانستن اين موضوع كه خوشبيني ميتواند منافع مشابهي براي سلامتي كلي هم داشت، بيشتر اميدبخش است.
يك بررسي بزرگ كوتاهمدت رابطه ميان خوشبيني و سلامت كلي را در 2300 فرد سالمند را مورد بررسي قرار داد. در طول دو سال، افراد داراي ديدگاه مثبت نسبت به افراد كمتر شادمان با احتمال بسيار بيشتر سالم ماندند و از زندگي مستقلتري بهره بردند.
البته شايد بگوييد دو سال سالم ماندن، با حفظ سلامتي براي يك عمر متفاوت است. اما يك بررسي ديگر بر روي 447 بيمار كه به عنوان بخشي از ارزيابي پزشكي فراگيرشان در بين سالهاي 1962 تا 1965 از لحاظ خوشبيني هم مورد ارزيابي قرار گرفته بودند، نشان داد كه داشتن ديدگاه مثبت واقعا اثر مطلوبي دارد. خوشبيني در اين افراد در طول يك دوره 30 ساله، با پيامدهاي بهتر از لحاظ هشت معيار كاركرد و سلامت جسمي و رواني همراه بود.
خوشبيني و طول عمر
روشن است كه افراد سالم بيشتر از افراد بيمار عمر ميكنند. اگر خوشبيني واقعا سلامت را بهبود ميبخشد، بايد طول عمر را هم افزايش دهد- و بر اساس بررسيهايي كه در آمريكا و هلند انجام شده است، واقعا هم اين گونه است.
يك بررسي در آمريكا 839 نفر را در اوائل دهه 1960 با يك آزمون روانشناختي از لحاظ خوشبيني و بدبيني و نيز از لحاظ وضعيت پزشكي مورد ارزيابي قرار داد. هنگامي كه اين افراد 30 سال بعد مورد بررسي مجدد قرار گرفتند، خوشبيني با طول عمر ارتباط داشت، به طوري كه به ازاي هر 10 نمره افزايش در ميزان بدبيني در يك آزمون سنجش خوشبيني- بدبيني، ميزان مرگ و مير 19 درصد افزايش مييافت.
يك بررسي جديدتر در آمريكا به بررسي 6959 دانشجو پرداخت كه يك آزمون فراگير شخصيت هنگام ورود به دانشگاه در ميانه دهه 1960 انجام داده بودند. 476 نفر از اين افراد در طول 40 سال بعدي به علل گوناگون – شايع تر از همه سرطان- درگذشتند. در مجموع به نظر ميرسيد كه بدبيني تلفات قابلتوجهي به بار آورده است؛ بدبينترين افراد نسبت به خوشبينترين افراد 42 درصد ميزان مرگ و مير بالاتري داشتند.
بررسيهايي كه در هلند انجام شد هم نتايج مشابهي به دست داد. در يك بررسي، پژوهشگران 545 مرد را كه فاقد بيماري قلبي-عروقي و سرطان بودند، در سال 1985 از لحاظ خوشبيني خصلتي مورد ارزيابي قرار دادند. در طول 15 سال بعدي،خوشبينها نسبت به بدبينها با 55 درصد با احتمال كمتر از بيماري قلبي درگذشتند، حتي هنگامي كه عوامل خطرساز متعارف برايي بيماريهاي قلبي-عروقي و افسردگي به حساب آورده ميشد.
يك تحقيق ديگر در هلند، 911 مرد و زن ميان سنين 65 و 85 را مورد بررسي قرار داد. افرادي كه در شروع اين بررسي داراي خوشبيني خصلتي بودند، در طول دوره 9 ساله پيگيري، 45 درصد كمتر در معرض خطر مرگ قرار گرفتند.
سازوكارهاي احتمالي
اين بررسيها در مجموع مويد اين نتيجهگيري هستند كه خوشبيني براي سلامت خوب است؟ اما چرا اينگونه است؟
افراد شكانگار (يا بدبين) ممكن است بگويند كه اين اثر بيش از آنكه واقعي باشد، ظاهري است. افراد سالم نسبت به افراد بيمار هستند با احتمال بيشتري جنبههاي مثبت زندگي را ميبينند، بنابرابن شايد خوشبيني به جاي آنكه علت سلامت مناسب باشد، نتيجه آن است
پژوهشگران براي پاسخ به اين سوال، مي توانند نتايجشان بر حسب بيماريهاي پزشكي قبلي از جمله مشكلات جسمي مانند ديابت،بيماري قلبي و فشار خون بالا، و مشكلات رواني مانند افسردگي تعديل كنند. بررسيهاي كه اين تعديلها را نجام دادهاند، نشان دادهاند كه صرفا مبتلا نبودن به اين بيماريها توضيحدهنده منافع سلامتيبخش خوشبيني نيستند. به علاوه با پيگيري افراد براي دورههاي طولاني 15، 30 و 40 سال دانشمندن ميتوانند اين سوگيريهاي بالقوه را به حداقل برساند.
يك توضيح ديگر رفتاري است. ممكن است كه افراد خوشبين نسبت به افراد بدبين سلامتي بهتر و زندگي طولانيتري داشته باشند، چرا كه سبك زندگي سلامتري دارند، شبكههاي حمايت اجتماعي قويتري را تشكيل ميدهند، و مراقبت پزشكي بهتري به دست ميآورند.
در واقع، برخي بررسيها نشان ميدهند كه افراد خوشبين نسبت به افراد بدبين با احتمال بيشتري ورزش ميكنند، با احتمال كمتري سيگار ميكشند، با احتمال بيشتري متاهل هستند و با همسرشان زندگي ميكنند، و با احتمال بيشتري توصيههاي پزشكي را دنبال ميكنند. اما خوشبيني هميشه با مصرف رژيم غذايي بهتر يا تناسب اندام بهتر همراه نيست، و حتي هنگامي كه نتايج به دست آمده بر حسب عوامل خطرساز قلبي-عروقي تعديل شدند، باز هم اثر مفيد خوشبيني بر سلامت باقي ميماند.
خوشبيني علاوه امتيازات رفتاري، ممكن است منافع زيستي هم داشته باشد كه سلامت را بهبود ميبخشد. يك بررسي در سال 2008 بر روي 2873 مرد و زن سالم نشان داد كه ديدگاه مثبت به زندگي با ميزان پايينتر هورمون استرس، كورتيزول، ارتباط دارد، حتي پس از آنكه سن، اشتغال، ميزان درآمد،نژادف چاقي، سيگار كشيدن و افسردگي هم به حساب آورده ميشد. در زنان، اما نه در مردان، خوشبيني همچنين با ميزان پايين تر دو شاخص شيميايي التهاب در خون (پروتئين واكنشي C و اينترلوكين -6 ) كه پيشبيني كننده خطر حمله قلبي و سكته مغزي هستند، ارتباط داشت. ساير منافع احتمالي زيستي خوشبيني، شامل كاهش ميزان آدرنالين – يك هورمون استرس ديگر- ، بهبود كاركرد ايمني، و فعاليت كمتر روندهاي لختهكننده خون است.
نهايتا وراثت ممكن است برخي از اين ارتباطات را توضيح دهد. ممكن است ژنها برخي افراد را مستعد خوشبيني كنند، و همين ژنها اقر مستقيمي بر سلامت و طول عمر داشته باشند.
آسمانهاي آبي
تحقيق بيشتري لازم است تا رابطه ميان خوشبيني و سلامت را روشن كند. ممكن است سازوكارهاي متعددي در اين رابطه دخيل باشند.
شخصيت انسان پيچيده است و پزشكان هنوز مطمئن نيستند كه آيا خوشبيني منشايي زيستي و ژنتيكي دارد يا اينكه نگرش مثبت به زندگي به طريقي بر اثر تربيت كسب ميشود.
اما در هر حال آنها در حال جمعآوري شواهدي هستند كه نشان ميدهند خوشبيني براي سلامتي خوب است. و تا هنگامي كه نتايج پژوهشهاي جديد مشخص شود، بهتر است شما همچنان نيمه پر ليوان را ببينيد.
سلام