نظرات

1- ورکان فعلی هیچ شباهتی به زمان گذشته اش ندارد وبه نظر می رسد که شما یک تعصب خاصی که نه ریشه در حس ناسیو نالیستی دارد ونه منطق سعی می کنید در گذشته ای که نه شما ونه بزرگتر از شما بدان دسترسی داشته ونه نقش آفرینی نموده خود را شناور نمایید وبگویید من آنم که رستم بود

 

 

 

 

 

نويسنده :ارمان

 

 

ادامه نوشته

راز

رازهایی که مردان در مورد زنان باید بدانند!


رازهایی که زنان در مورد مردان باید بدانند!

ادامه نوشته

جملاتی آموزنده برای اندیشیدن

1.       هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي، چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني و چيزي را امضا کن که بتواني پايش  بايستي.
ادامه نوشته

درس‌ هایی برای زندگی

کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!
ادامه نوشته

یاد وخاطره

1390/3/2

 

 

یاد وخاطره

 

 

 

ميلاد علي مبارك

ادامه نوشته

تولد مولا علي (ع)

تولد مولا علي (ع)
ساقيا بده باده دگر غم سرآمده
مطرب بساز نغمه مه و اختر آمده
ديوار كعبه باز و مهي شده درون آن
گو بهر خلق هردو جهان رهبر آمده
نامش علي نهاده خداوند كبريا
ناميست كز ازل ز بر داور آمده
اي اهل مكه از چه هراسي ز اژدها
گهواره شد به پا كه در آن حيدر آمده
گفت با ملك عيسي مريم ز چرخ چار
از بهر خاكيان بنگر سرور آمده
آمد ندا ز جانب خلق بر رسول خويش
دل خوش بدار صف شكن و صفدر آمده
تابيده نور مهر ز افلاك بر زمين
اينك ولي حق بر سر منبر آمده
آنكس كه هست بر دل او حب مرتضي
در روز حشر بر همگي برتر آمده
ديگرتورا چه غم نجاتي ز روز حشر
از سوي حق علي شفيع محشر آمده


نجاتي وركاني

سخن بزرگان

هرگز كاري را كه امروز قادر به انجامش هستيد به فردا موكول نكنيد ، امروز همان فردايي است كه ديروز منتظرش بوديد. ماركتو تواين

كسي كه بر عقيده خود بسيار پافشاري ميكند، موافقين كمي خواهد داشت. لائودزو

به دريا در منافع بيشمار است اگر خواهي سلامت بر كنار است. سعدي

در هر كاري شرط اساسي داشتن ارادهاي قوي است با اراده اي قوي شرايط ديگر چندان اهميت ندارد. گوته

فكر خوب معمار و آفريننده است. ويل كارنگر

 

هركس همان خواهد كه يابد پس در انتخاب هعاقبت اين نردبان افتادنيست .ابله آنكس كه بالاتر نشست ، استخوانش سخت تر خواهد شكست.

 

اگرسخني براي گفتن نداري براي حفظ آبرو سكوت كن.

 

اگر اراده كني و استقامت داشته باشي، بي شك موفق مي شوي. امرسون

 

كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش به دنبال مي آيد. امرسون

خفتگان ، طعمه افراد بيدارند. مثل زاپني

 

 

دارائي و ثروت محصول تفكر انسان است. آين راند

 

 

آب هرگز راهش را گم نمي كند. بانتويي

 

 

دنیای ما انسانها در مقیاسی متفاوت !

 

دنیای ما انسانها در مقیاسی متفاوت !


 

ادامه نوشته

گفتگو

گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه


بر گرفته از : DiaMethod

ادامه نوشته

شب لیله‏ الرغائب(شب آرزوها)

شب لیله‏ الرغائب(شب آرزوها)
ادامه نوشته

ورکان

طرز معماری ورکان 

 

بگردیم به سراغ برجها گفتیم که چهار دروازه که هر دروازه دو برج دیده بانی داشته دربهای دروازه ها با تخته های چوبی ضخیم و پشت بندار ساخته شده بودند که شبها بسته می شده و برج دیگری سمت جنوب دروازه بالا برای دیده بانی بهتر ساخته شده بود که اثر آن هنوز باقیست و در غرب روستا باقی بود که به آن رز گرده (باغ بزرگه) می گفتند سمت غرب آن زمین های کشاورزی پای باغ قطعه زمینی بود که آن را فیل خانه می نامیدند واین مطلب را می رساند که در قدیم آنجا فیلها را نگهداری می کردندواز گوشه شمال غربی تا جنوب غربی باغ چهار برج دیده بانی بنا شده بود در شمال باغ دو خندق بزرگ آب وجود داشت در وسط دو خندق راهی برای دشت کشاورزی و صحرا می گذشت که به غیر از اهالی محل کسی از آن راهها خبر نداشت چرا که آب کمی روی آن را پوشانده بود سمت شمال خندق قلعه ای بود که آن را قلعه عمه می گفتند با دیوار کنگره بلند و یک برجکه آثارش هنوز هست سمت شرق قلعه روی قنات مرزغار برج بلندی ساخته شده که آن را برج گرده (بزرگه)می نامند چون که از همه برجه بزرگتر است اين روستا بجز’بناهای مسکونی روعیا دارای هفت قلعه بوده است همه این قلاع بجز قلعه کهنه ازآن خوانین ورکان بوده استیکی از زیباترین این قلعه ها قلعه میرزا ابوالحسن خان بوده است که در بالای قنات مرزغار قرار گرفته بوده استدرب ورودی آن ازچوب گردو و ضخیم بوده ودارای گل میخ متعدد ودر بالای آن نیم طاق ضربی بوده که شکل شیر و خورشید خیلی ماهرانه و زیبا با گچ حکاکی شده بوده است به دستور خان مذکور کل مرغزار تا جلو مسجد عبدالعلی خان سنگفرش بوده است جلو درب ورودی دو سکو داشته که روی هریک از آنها یک سنگ زیبای حجاری شده قرار داشته است وقتی وارد قلعه می شدی داخل یک حیاط می شدی که حدود 20 در 4 متر بوده است وسمت راست آن درب اسطبل باز می شده است در انتهای این حیاط سه پله آجری وجود داشته که از طریق آن وارد ایوان خانه می شدی این ایوان دو راهرو داشت داخل حیاط یک حوض ساروجی قرار داشته ویک منبع که آن هم ساروجی بوده در بالاتر قرار داشته که جهت فواره های طبیعی ساخته شده بود کهبعدا در مورد فوارها نیز صحبت خواهیم کرد در سمت جنوب ایوان یک باغچه قرار داشته که حدود 150 سانتیمتر ازایوان پایین تر بوده است

این روستا بجز’بناهای مسکونی روعیا دارای هفت قلعه بوده است همه این قلاع بجز قلعه کهنه ازآن خوانین ورکان بوده استیکی از زیباترین این قلعه ها قلعه میرزا ابوالحسن خان بوده است که در بالای قنات مرزغار قرار گرفته بوده استدرب ورودی آن ازچوب گردو و ضخیم بوده ودارای گل میخ متعدد ودر بالای آن نیم طاق ضربی بوده که شکل شیر و خورشید خیلی ماهرانه و زیبا با گچ حکاکی شده بوده است به دستور خان مذکور کل مرغزار تا جلو مسجد عبدالعلی خان سنگفرش بوده است جلو درب ورودی دو سکو داشته که روی هریک از آنها یک سنگ زیبای حجاری شده قرار داشته است وقتی وارد قلعه می شدی داخل یک حیاط می شدی که حدود 20 در 4 متر بوده است وسمت راست آن درب اسطبل باز می شده است در انتهای این حیاط سه پله آجری وجود داشته که از طریق آن وارد ایوان خانه می شدی این ایوان دو راهرو داشت داخل حیاط یک حوض ساروجی قرار داشته ویک منبع که آن هم ساروجی بوده در بالاتر قرار داشته که جهت فواره های طبیعی ساخته شده بود کهبعدا در مورد فوارها نیز صحبت خواهیم کرد در سمت جنوب ایوان یک باغچه قرار داشته که حدود 150 سانتیمتر ازایوان پایین تر بوده است ادامه دارد

 

 استاراني-ادامه

به مناسبت 14 خرداد رحلت امام خمينى «رحمة الله عليه»

صبر بسيار ببايد پدر پير فلك رتا دگر مادر گيتى چو تو فرزند بزايد

ادامه نوشته

وركان

بیائید ورکان را بهتر بشناسیم
روستای ورکان در حدود 60 کیلومتری جنوب شرقی کاشان و در دامنه کوه اشکیون (اشکانیان) قرار گرفته است و برعکس کاشان دارای آب و هوای خنک و سرد سیری می باشد جاده ای که از کاشان به طرف آزاد راه اصفهان تهران و گلپایگان می رود سه روستای نوبر سده و ورکان در مسیر جاده قرار دارند مردمان ورکان در بین مردمان منطقه به هشیاری معروف می باشند (دوستی تعریف می کرد که در دلیجان دوره متوسطه را می گذراندیم حدودا سی بچه ورکان بودیم و همش بازی می کردیم و اصلا سر کلاس نمی رفتیم آخر سال کلا دبیرستان دلیجان سی قبولی داشت که سی تا ورکانی بودیم ) نام قدیم ورکان قبل از اسلام زرکان و بعداز اسلام ورکان نامیده شده است که تقریبا مترادف می باشند مزارع ورکان : ورکان دارای مزارع فراوانی بوده از جمله چوگان- راونج - آزران - اشکیان - حسن آباد - آرنجن - تجره - کال نسا که در حال حاضر دولت آباد گویند- وحد - استاران - فتح آباد - محمد آباد - کلک مزرعه - اشگفت - فیض آباد - قلرجه - آب بابا صفلی و علیا - مزرعه آقا - چشمه یونس - رباط ترک - موته - نشت آباد دلیجان - دودهک - قلعه علی آباد - دم آباد - هستیجان - رزبیده - کهه - سیاکهه - و چراگاهی حدود 30 کیلومتر الی 30 کیلو متر

 

وركان

ادامه نوشته

یاد بگیرید که سخت نگیرید و از زندگی لذت ببرید

روزهای کودکیتان را به خاطر دارید؟
آن روزها هیچ چیز به نظرتان پیجیده نمی رسید. تنها چیزی که به آن فکر می کردیم مداد رنگی و شکلات و عیدی بود. چیزهایی که نمی دانستیم هیچ اهمیتی برایمان نداشتند چون به چیزهایی که احتمال داشت اذیتمان کنند کاملاً بی توجه بودیم. اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چیزهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم. مثلاً زندگی و مرگ، دوست داشتن و جدایی، موفقیت و شکست. متوجه شدیم که تقریباً هر روز مجبوریم که نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشیم.

ادامه نوشته

عکس

 

این عکس برنده جایزه اول عکاسی در تایپه چین در سال 2011 شد.
عکسی طنز آمیز که یک دنیا حرف داره: پسر بچه ای که میخواد جیش کنه و جوجه ای که به چیزه بچه خیره شده و فکر میکنه که اون یک کِرم خوشمزه اس! پسر بچه هم با نگاهش و در وضعیت نشستن یک رزمی کار، هشدار میده:" اگه جرآت داری، بیا جلو!"
ارسال عکس توسط : Ira Susilo  از شهر "سورابایا" واقع در اندونزی

قانون های آقایون برای خانم ها

قانون های آقایون برای خانم ها
ادامه نوشته

مطلبی که در این جا می خوانید بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است. توصیه می کنم كه همه زوج‌های ایرانی این نامه را چندین و چند بار و نه به ‌تنهایی بلکه با هم و در كنار یكدیگر ‌بخوانند. برای تمامی زوجهای کشورم آرزوی سعادت و همراهی همیشگی دارم و این نامه را به همه زوج‌های جوانی که امید را دستمایه قرار داده و هدیه ای جز خوشبختی را از زندگی نمی خواهند تقدیم می‌كنم.


تفاوت !

همسفر

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

ادامه نوشته

ببين

ببين

عادات اصلی برای رفتن به سمت موفقیت

برای رسیدن به موفقیت، چه کارهایی را به‌ طور مداوم انجام می‌دهید؟

اجازه بدهید اول ببینیم عادت چیست. تحقیقات نشان می‌دهد که چهار مانع وجود دارد که جلوی استفاده کامل از توانایی ‌هایمان را می‌گیرد:

عادات، رفتارها، اعتقادات و انتظارات.

عادات الگوهای رفتاری هستند که در اثر تکرار منظم و پایدار به وجود آمده ‌اند، معمولاً به‌طور ناخودآگاه و بدون فکر کردن هوشیارانه به انجام آن اجرا می‌شوند. رفتار عادتی افراد گاهی ‌اوقات قابل تشخیص نیست زیرا تحلیل از خود در کارهای روزمره غیرضروری به نظر می‌رسد. خوگیری روشی بسیار ساده از یادگیری است که در آن موجود پس از دوره ‌ای قرارگیری در معرض محرک، دست از واکنش دادن به آن محرک برمی‌دارد. عادات گاهی ‌اوقات اجباری هستند.

 

ادامه نوشته

شعري درمورد (ٍسيل در سال1335)

در پنجم تیر ماه سال سی و پنج در ورکان سیلی آمد که خیلی خسارت به ورکان رسانید آقای نجاتی آن زمان 17 سال داشته و آن بلای آسمانی را به صورت شعر نوشته است که در ذیل آمده است

بیائید ای عزیزان وفادار دمی اندر براین زار افکار
به عرضم گوش دارید از عنایت که از بهر شما گویم حکایت
ز پنج ماه تیر سی سی و پنج بیفزایش برای ما غم و رنج
بیامد آیتی سیلی یگانه بلائی بود سیلش شده بهانه
هر آنکس دید آن وقت شرافت بگفتا می شود ظاهر قیامت
به امر کن فکان خلاق یزدان تمام خانه ها را کرد ویران
بیامد سیل افتاد توی قلعه یک دشت را زیر گرفت با یک محله
ز باغات و قنات و چشمه ساران به یک ساعت همه گشتند ویران
نه سیفی جات بجا ماند و نه خرمن نیامد از قناتین آب خوردن
خداوندا تو رحمان و رحیمی خراب کردی باغ دو یتیمی
نوروز مهدیزاده بود دلتنگ باغ نزاری شد یک کپه ای سنگ
میرزا جوکار چرا تو دل دونیمی نبرده باغ تو کاین دل غمینی
آقای دریانی با صد شرافت که او در ورکان ماهم بیامد
برای قناتها او کرد یاری که از آن قناتها گردد آب جاری
برفتند نزد استاد امرالله یک سر بگفتند دلو و دولابت بیاور
لایروبی کن قناتها را تمامی اگر خواهی در این روستا بمانی
بگفتا من حذر دارم از این کار که ترسمدی روم بر زیر آوار
پذیرم من اگر آن را رفیقان از آن ترسم که از قالب رود جان
از آن حرفش همه مایوس گشتند تو گوئی که همه محبوس گشتند
به ورکان هم بدش یک شیرعلی نام به لایروبی گهی برداشتی گام
بگفتندی همه بر شیر علی خان نداریم آب خوردن اهل ورکان
برون آردلو و دولابت ز انبار همی از بهر ما و خود نما کار
همه بر یک دیگر یاری نماییم تا آب از قناتین جاری نمائیم
پذیرفت حرف مردم با دل و جان تمام اهل روستا گشته خندان
لایروبی کرد تمامی قناتان رسانید آب را برداشت ورکان
همه از مرد و زن تا طفل شیر خوار به مثل گل شکفتندی از این کار
نجاتی دفتر خود را تو بربند که تلخ گردیده از این داستان قند

باتشكراز استاراني

خوش‌بيني

هميشه گفته‌اند كه بايد خوش‌بين بود و تنها نيمه‌ خالي ليوان را نديد. در واقع هم داشتن خلق و خويي شادمان ممكن است به شما در گذراندن روزهاي ابري زندگي‌تان كمك كند.

اما خوش‌بيني بر روي سلامت ما چه اثري دارد؟ آيا آنهايي كه نيمه‌پر ليوان را مي‌بينند، نسبت به آدم‌هاي تيره و تاري كه تنها نيمه خالي ليوان را مي‌بينند، سالم‌ترهم هستند؟

پاسخ بر اساس رشته‌اي از بررسي‌ها كه در آمريكا و اروپا انجام شده است،‌ بله است.

جالب توجه تر اينكه خوش‌بيني به افراد كمك مي‌كند كه با بيماري‌ كنار بيايند و از جراحي بهبود پيدا كنند. پژوهشگران به ما مي‌گويند كه داشتن ديدگاه مثبت در ابتداي زندگي ممكن است پيش‌بيني‌ كننده سلامتي بهتر و كاهش ميزان مرگ و مير در طول دوره‌هاي پيگيري 15 تا 40 ساله باشد.

اندازه‌گيري خوش‌بيني

ادامه نوشته

دوست داشته باش

وقتي خودم را به قدر كافي دوست داشتم

آرامش را حس كردم.

وقتي خودم را به قدر كافي دوست داشتم

هر روز در خودم تعمق كردم. اين مقدمه دوست داشتن خود است.

وقتي خودم را به قدر كافي دوست داشتم

از تنها بودن خوشم آمد، در خلوت سكوت محاصره شدم و شگفت زده به فضاي درون وجودم گوش كردم.

ادامه نوشته

100 حقیقت تلخ و شیرین زندگی

 

100 حقیقت تلخ و شیرین زندگی

 

 

– افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران مي‏کنند (مشاوره، راهنمايي و …)، از رسيدن به زندگي خود باز مي‏مانند.
 

– کساني که مي‏گويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو مي‏گويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مي‏نمايند.
 

– گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست مي‏گوييم و ديگران اشتباه مي‏کنند.
 

ادامه نوشته

28 روش برای تاثیرگذاری بر اطرافیان خود

28 روش برای تاثیرگذاری بر اطرافیان خود

در اغلب اوقات ما بر اثر امیال درونی خود کارهایی را انجام میدهیم تا دیگران را تحت تاثیر خودمان قراردهیم. این تمایل اغلب خود را در استفاده از نام های تجاری معروف ، رفتن به کافی شاپ ها و رستوران های معروف ، خرید خانه و اتومبیل و انتخاب شغل خود را منعکس می نماید.

اما شناخته شدن با نام های تجاری، خانه ها و ماشین ها واقعا می توانند تاثیرگذار باشند؟
حتما به افرادی برخورد کرده اید که با توجه به نخبه بودن در یک شغل و حرفه از  موقعیت خود راضی نیستند و آن را دوست ندارند؟
بعضی از این چیزها ممکن است توجه ما را برای یک یا دو دقیقه ایی به خودشون اختصاص بدهند ، اما برای مدت طولانی نه. چرا؟
از آنجا که تاثیرگذاری اموال ملموس به اندازه ویژگی های ناملموس نیست.

به سوالات زیر توجه کنید:
او همیشه یک ماشین پورشه سوار است،آیا واقعا از پس هزینه های آن برمیآید؟
او صاحب یک خانه بزرگ است، آیا او یک زندگی خانوادگی دوست داشتنی دارد؟
او پول بسیار زیادی می سازد، آیا شما نشانی از لذت بردن از زندگی خود را در او می بینید؟

در پاسخ به این سوال ها هرکس عقیده خودش را دارد ، اما هرگاه پاسخ شما به این سوالها “نه” باشد، دیگر آن چیزهایی که در ابتدا برای شما جذاب بود  مهم نبوده و خیلی شما را تحت تاثیر قرارنمی دهد.

حالا یک لحظه فردی را تصور کنید که عاشقانه زندگی می کند ، لبخند می زند و شور و شعف و زندگی کردنش در هر نفس پیداست.
آیا او شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ آیا مهم است که میلیونر است یا نه؟

در اینجا ۲۸ روش تحت تاثیر قراردادن دیگران را خواهید آموخت.اگر به این راهنمایی ها توجه کنید و آنها را در زندگی روزمره خود استفاده کنید نه تنها به شما کمک می کند تا دیگران را تحت تاثیر خودتان قراردهید بلکه شما را فرد بهتری خواهند کرد.

 

۱- اصیل باشید. با خودتان باشید:
یکبار جودی گارلند [+] گفت: ” همیشه یک نسخه دست اول از خودتان باشید تا یک نسخه دست دوم از دیگری.” با این جمله می توان عمری را زندگی کرد. شما در زندگی نمی توانید پا در کفش دیگری کنید ، شما فقط اختیار کفش های خودتان را دارید و می توانید آنها را تغییر دهید. اگر نتوانید خودتان باشید ، نمی توانید زندگی کنید؛ در آنصورت فقط هستید، زنده اید.
از خود بپرسید: اگر شما خودتانی را که اکنون هستید دوست ندارید، پس چرا باید دیگری شما را دوست داشته باشد؟؟؟

۲-از مردم مراقبت و به آنها توجه کنید:
اگر شما واقعا به مردم اهمیت نمی دهید و توجهی به آنها ندارید، پس چطور انتظار دارید آنها به شما توجه کنند؟ هرچه شما به دیگران کمک کنید آنها نیز به کمک شما خواهند آمد.عشق و محبت سبب عشق و محبت است. و حرف های دیگه ایی که کم و بیش حتما شنیده اید.

۳-احساس خوب به دیگران هدیه کنید:

ادامه نوشته

زندگی

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم :

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ !!!

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست


آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم می خواهد،

قدر این خاطره را ، دریابیم


زنده یاد سهراب سپهری

مادر

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .

ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر را تبریک میگویم.

زن مهربان

زن مهربان
زن گل است بوئیدن گلها خوش است . . . هر که این گل را نبوید نا خوش است
زن بود واجب برای هر جوان سوسن است و سنبل است و ارغوان
آن زن نیکو سیر چون گل بود همچو گل معشوقه بلبل بود
آری زن چون سبزه زار است و چمن نرگس است کوکب است یاسمن
آنکه گویندی بود همچون بلا آن دهد بر زندگانیت جلا
تا که مردی وارد خانه شود گر نباشد زوجه دیوانه شود
تا بود زن در درون خانه ات شسته باشد پیرهن و زیر جامه ات
زحمت خانه به دوش زن بود صد هزار احسن بر این زن بود
داخل مطبخ رود هر صبح و شام می کند حاضر غذا از گوشت خام
تا که با شوهر نشیند یک زمان شوهر افسرده گردد شادمان
تا که لبخندی زند بر روی شو بهتر از آن لحظه در عمرت مجو
زن چو بستان است فرزندان چو گل کی بروید غنچه بی بستان گل
آن پرستاری فرزندان کند موی خود اسپید چون دندان کند
گه زند شانه به موی بچه ها گه زند خنده به روی بچه ها
هم برای بچه ها یک مادر است روز و شب یاور برای شوهر است
می کند عمری تو را خشک و تر هم درخت صنعت است هم ثمر
گر نداری زن بدان بیچاره ای هم به خانه هم برون آواره ای
زن چو باشد مونس و دلدار تو اندر این گیتی بود غمخوار تو
آری از گلهای عالم بهتراست آن زنی که در کنار شوهرست

 

شاعر:نجاتی

فرستنده:همشهری عزیز بانام مستعار استارانی

تست آلزایمر


تست آلزایمر

این یک شوخی نیست.

اگر قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.

مغز شما عملکرد خوبی دارد و ازبیماری آلزایمر در امان خواهید بود

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.

1- را در متن زیر پیدا کنید؟ c عدد

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

1- را در متن زیر پیدا کنید؟ 6 عدد

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

1- را در متن زیر پیدا کنید؟ n عدد

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM






 

ادامه نوشته

به مناسبت روز مادر

به مناسبت روز مادر

زنی گفت به فرزند خویش . . . از چهنیائی تو به دیدار ما
بر تو نگفتم سخن تلخ و ترش . . . گو چه بدی دیدی زکردار ما
کودکیت گر که به یاد آوری . . . فاش شود زحمت و ایثار ما
خشک و ترت کردم و خواباندمت . . . تا که بیاسایی به گهوار ما
زنی گفت به فرزند خویش . . . از چهنیائی تو به دیدار ما
بر تو نگفتم سخن تلخ و ترش . . . گو چه بدی دیدی زکردار ما
کودکیت گر که به یاد آوری . . . فاش شود زحمت و ایثار ما
خشک و ترت کردم و خواباندمت . . . تا که بیاسایی به گهوار ما
تا که بدی کودک خوردساله ای . . . گوش فرا خوانده به گفتار ما
گاهی زدی خنده و گه گریه را . . . ذوق به رفتار تو شد کار ما
چشم و امیدم به تو بد ای پسر . . . موسم پیری تو شوی یار ما
غم بودم کسی نبود غم خورد . . . جان پسر خود شوی غمخوار ما
من تورا زائیده و پرورده ام . . . کار من است نی که بود عار ما
حال توقع ز تو دارم پسر . . . از سر دوشم ببری بار ما
بار گران را تو ز دوشم بری . . . نی که شوی کوله و سربار ما
خرد نهالی که به پروردمش . . . سایه زند بر بدن زار ما

گفت به مادر ز سرم دست بردار . . . تا که نرنجد ز تو این یار ما

آری تو پروردی مادر مرا . . . . بهر چه باشی پی آزار ما
خسته و فرسوده ز رنج گران . . . از چه بکوبی در و دیوار ما
صورت من گل زده از مشت دهر . . . سیلی مزن بر رخ گلنار ما

کاسته است این فلک از قدر من . . . از چه بکاهی تو ز مقدار ما

آن شبمن ظلمت و روزم چه شب . . . بی خبرستی ز شب تار ما
من گرفتار و تو بدتر ز من . . . دخترکی گشته گرفتار ما
ملک وجودم که ندارد بها . . . نیست به بازار خریدار ما
گشته گرفتار به صعب العبور . . . پا نهد از ره دشوار ما
×××××
گفت چنین مادر رنجیده اش. . . طفلکما دشمن غدار ما
برده از یاد چو کودک بدی . . . شستن صد کهنه بشد کار ما
چونکه قوی گشته نیاری به یاد . . . ریخته بودی به هم افکار ما
×××××
گفت ببخش مادر خوش منظرم . . . اشک مریزان تو ز رفتار ما
هست خطایم تو خطایم مگیر . . . پرده ببپوشان به کردار ما
گل توئی ای مادر نیکو سرشت. . . رنج و الم برده از خار ما
سال و مهی کرده خشک و ترم . . . مادری تو یا پرستار ما
وانکه تو گشتی همه شب گرد من ... هیچ نگردد نک پرگار ما
مادری و حرمت تو واجب است . . . تاج منی سرور و سالار ما
مادر ی توتاج سر بنده ای . . . ورد تو گردیده نگهدار ما
رفت نجاتی ز برت مادرت . . . غصه و افسوس شده کار ما
روشنی خانه ز نور تو بود . . . سایه تو رونق بازار ما
تا که گرفتی ز سرم سایه ات . . . گشته مشوش افکار ما

تا که بدی کودک خوردساله ای . . . گوش فرا خوانده به گفتار ما
گاهی زدی خنده و گه گریه را . . . ذوق به رفتار تو شد کار ما
چشم و امیدم به تو بد ای پسر . . . موسم پیری تو شوی یار ما
غم بودم کسی نبود غم خورد . . . جان پسر خود شوی غمخوار ما
من تورا زائیده و پرورده ام . . . کار من است نی که بود عار ما
حال توقع ز تو دارم پسر . . . از سر دوشم ببری بار ما
بار گران را تو ز دوشم بری . . . نی که شوی کوله و سربار ما
خرد نهالی که به پروردمش . . . سایه زند بر بدن زار ما

گفت به مادر ز سرم دست بردار . . . تا که نرنجد ز تو این یار ما

آری تو پروردی مادر مرا . . . . بهر چه باشی پی آزار ما
خسته و فرسوده ز رنج گران . . . از چه بکوبی در و دیوار ما
صورت من گل زده از مشت دهر . . . سیلی مزن بر رخ گلنار ما

کاسته است این فلک از قدر من . . . از چه بکاهی تو ز مقدار ما

آن شبمن ظلمت و روزم چه شب . . . بی خبرستی ز شب تار ما
من گرفتار و تو بدتر ز من . . . دخترکی گشته گرفتار ما
ملک وجودم که ندارد بها . . . نیست به بازار خریدار ما
گشته گرفتار به صعب العبور . . . پا نهد از ره دشوار ما
×××××
گفت چنین مادر رنجیده اش. . . طفلکما دشمن غدار ما
برده از یاد چو کودک بدی . . . شستن صد کهنه بشد کار ما
چونکه قوی گشته نیاری به یاد . . . ریخته بودی به هم افکار ما
×××××
گفت ببخش مادر خوش منظرم . . . اشک مریزان تو ز رفتار ما
هست خطایم تو خطایم مگیر . . . پرده ببپوشان به کردار ما
گل توئی ای مادر نیکو سرشت. . . رنج و الم برده از خار ما
سال و مهی کرده خشک و ترم . . . مادری تو یا پرستار ما
وانکه تو گشتی همه شب گرد من ... هیچ نگردد نک پرگار ما
مادری و حرمت تو واجب است . . . تاج منی سرور و سالار ما
مادر ی توتاج سر بنده ای . . . ورد تو گردیده نگهدار ما
رفت نجاتی ز برت مادرت . . . غصه و افسوس شده کار ما
روشنی خانه ز نور تو بود . . . سایه تو رونق بازار ما
تا که گرفتی ز سرم سایه ات . . . گشته مشوش افکار ما


باتشکر از همشهری عزیر با نام مستعار (استارانی)

شعر از نجاتی ورکانی

10 فرمان !

 

در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .
تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !

 
ده فرمان :
1-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .
2-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .
3-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .
4-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .
5-   هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .
6-   هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .
7-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .
8-   هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .
9-   هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .
10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !
 
 
پس از آن سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت ،
تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید .

 

او گفت :
ای دوستان ، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم
اما به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان ، همه چیز را به سود خودمان ، تغییر خواهم داد و ده فرمان چنین شد :
 
 
 
 
1-   هیچ انسانی ، انسان  مؤمن دیگر را نکُشد .
2-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .
3-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .
4-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .
5-   هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .
6-   هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد .
7-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن  دیگر زور نگوید .
8-   هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .
9-   هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .
10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !

 
و اینک ای دوستان
به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید
و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد ، جز آنان که از دنیا رفته اند .

10 حقیقت عجیب درباره مغز

 10 حقیقت عجیب درباره مغز

• مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن 20 سال زمان خواهد برد.
 

ادامه نوشته

نظر من

به نظر من آدمها دو دسته هستند:  
یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور و ...
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...
ادامه نوشته